‏نمایش پست‌ها با برچسب از تاریخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب از تاریخ. نمایش همه پست‌ها

معرفی بعضی از خائنین به انسانیت !!

یکی دو نفر از خیانتکارترین متفکرین  به مذهب اسلام  ، یکی  دکتر شریعتی بود و آن دیگری دکتر سروش . بقیه یادمان نیس.!   و گویا  اقبال لاهوری هم نیز !

 
Share |

تفاوت کشورهای پیشرفته و عقب مانده ، تفاوت قدمت آنها نیست . هست ؟

 داشتیم نصف شب وبگردی میفرمودیم که به این ایمیل برخوردیم و بنا به درخواست فرستنده اش برای دوستان ( سِند آل ) فرموردیم . ولی از طرفی ایمیل همه دوستان را نداشتیم و از طرف دیگر گفتیم خوانندگان ناشناس وبلاگمان هم بی نصیب نگردنداز اینهمه فضلی که بدستمان داریم و گشایش به ید نکنیم !
پس مرور کنیم  ...
.
.
شايد كه عمل كنيم:

تفاوت كشورهاي پیشرفته و عقب مانده، تفاوت قدمت آنها نيست.
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و عقب مانده است!

 اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و پیشرفته هستند
 
 تفاوت كشورهاي عقب مانده و پیشرفته در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.


ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

 مثال بعدي سويس است.
 
 كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.
 
 افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي پیشرفته با همتايان خود در كشورهاي عقب مانده برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.
 
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.
 
 پس تفاوت در چيست؟
 
 تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ نام گرفته است.
 
 وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و توسعه یافته را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:
 

1.    اخلاق به عنوان اصل پايه
2.    وحدت
3.    مسئوليت پذيري
4.    احترام به قانون و مقررات
5.    احترام به حقوق شهروندان ديگر
6.    عشق به كار
7.    تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
8.    ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
9.    نظم‌پذيري


اما در كشورهاي عقب مانده تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان عقب مانده هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.
 
ما عقب مانده هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
 
ما برای آموختن و رعايت اصول فوق فاقد اهتمام لازم هستيم.
 
اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:
 
 اتفاقي براي شما نمي‌افتد،
گربه شما نمي‌ميرد،
از محل كارتان اخراج نمي‌شويد،
هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي‌شود
و مريض هم نخواهيد شد.

اما اگر میخواهید تغییری ایجاد کنید،
 
اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان آن را بفهمند و عمل كنند
...

توضیح اینکه : حقیر بعلت تورم شدید پاها و زانوانم بمدت یکی دو هفته در بیمارستان بستری میشوم از امروز . توصیه ما اینست که یا فرهنگمان را بِلُنمبانیم و عوضش کنیم و یا یکی از اون فرهنگهای ناب و تو دل برو رو وارد کنیم تا ماهم  بله هم که !

تندرست و شادمان باشید ایشاللآه
Share |

روزگاری من و سید علیمحمد مَچ بودیم


عکس من و حاج سید علی محمد دستغیب شیرازی زمانیکه در سال 1355 در اهر تبعید بود . آآی جوانی ... آآی انقلاب ... راستی ! بچه های اون زمان انقلاب کجان الان ؟ "عبدالرحمان دادمان" را خوب یادم هست هنوز.
Share |

اَرَس : مرثيه ای برای سارای - یا - آپاردی سیللر سارانی ، بیر آلا گوزلی بالانی - یا - سیل سارانی آلدی قاشدی

این افسانه زیبا را از  اینجا  برداشتم . راستش را بخواهید هر چقدر خواستم در کامنت دانی بلاگفایشان آدرس این ترانه  ( اگر برایتان فیلی ط ر نیست  ببینید حتمن ) را بگذارم نشد و نشد . تصمیم گرفتم آنرا با آدرس ویدیو کلیپش در وبلاگ خودم بگذارم . زنده باشی دنیز جان ! جان گرفتیم به مولا . در آنجا میخوانیم :
افسانه، به سرگذشت یا رویدادی خیالی از زندگی انسانها، حیوانات، پرندگان یا موجودات وهمچنین  دیو و پری و غول و اژدها اطلاق می شود که با رمز و رازها و گاه مقاصدی اخلاقی، آموزشی توأم است شخصیت های افسانه ای اغلب به انگیزهء عشق است که تن به مخاطرات راه می دهند. در جهانِ افسانه وقتی جستجو در جنگل زندگی به پایان می رسد که دو نفر، اغلب از روی تصادف با هم همراه و همسفر بشوند. 
وقایع افسانه ای شرحِ مخاطرات راه، دسیسه های اهریمنی، توطئه ی ساحران  و انواع موانع در راه رسیدن دو انسان به هم است. نکته در اینجاست که شخصیت های افسانه ای زندگیِ درونی ندارند. جهان افسانه، جهان تصاویر چندمعنایی ست. وقتی از گرسنگی سخن گفته می شود، مراد، تلاش برای زنده ماندن و اشتیاق به زندگی ست. در جهان افسانه ها اغلب با اشتیاق و حسرت آدمی آشنا می شویم. در اینجا به جای یک موقعیتِ مشخص و تراژیک، از حرکت، از سفر، از راه و از میل به رسیدن و وصال سخن گفته می شود عشق در جهان افسانه ها رنگی از عرفان دارد. 

افسانه ها نظر به یگانگی ِ اجزای طبیعت دارند و.... در بین افسانه ها،افسانه هاي آذربايجان از زيباترين ، كهن ترين ، و پر محتواترين افسانه هاي جهان محسوب مي شوند . در بررسي اين افسانه ها ما تصاوير روشني از طرز تفكّر ، آداب و رسوم ، شيوة معیشت ، جهان بيني ، ويژگيهاي ملي و آمال و آرزوهاي ملت آذربايجان را در طول تاريخ و در اعصار مختلف مي بينيم .
افسانه های قاچاق نبی ، کوراوغلی ، بوز قورد، قیزیل آلما، سارای (آپاردی سئلر سارانی) و... از افسانه های معروف آذربایجان است که در اینجا برایتان افسانه سارای را می آورم
افسانه سارای 
«سارای» در افسانه های کهن آذربایجانی نام دختری است که در راه دفاع از حیثیت ، آبرو و سرزمین خود و نهایت وفاداری به همسر در مقابل ظلم و ستم خان و خان ها خود را به رودخانه می سپارد یکی از افسانه های قدیمی ترکان آذربایجان که احتمالا مربوط به دوره دو تکه شدن آذربایجان هست؛ افسانه سارای هست! داستان درباره دختری هست که با پسرعموی خود(آیدین) ازدواج می کند! اما چون پسرعمویش خان چوپان ایل بود مجبور می شود تا گله ایل را برای چرا به منطقه دوردست (کوچ ایل به هنگام رسیدن فصل گرما) ببرد! هنگامی که پسر در کنار ایل نبود، خان منطقه گذرش به ایل می افتد و سارای رو می بینه و میگه باید با اون ازدواج کنم! حالا هر چی میگن که بابا این شوهر داره، قبول نمی کنه! بالاخره خان بوده و شعورش در حد یک خان و نه بیشتر! 
خلاصه، خان سارای رو با تشریفات فراوان سوار اسب می کنه که با خودش ببره و عروسی بگیره! توی راه سارای داستان ما می پره تو رودخونه ( آرپاچای - رودخانه آرپا ) تا این وصلت ناخواسته صورت نگیره! این شعر هم در خطاب به خان چوپان هست که میگه: 

گئدین دئین خان چوبانا
گلمسین بو ایل موغانا 
گلسه باتار ناحق قانا 
آپاردی سئللر سارانی 
بیر اوجا بویلی بالانی 
آرپا چایی درین اولماز 
آخار سولار سرین اولماز 
سارا کیمین گلین اولماز 
آپاردی سئللر سارایی
بیر اوجا بویلی بالانی 
*** ترجمه: 
بروید و به خان چوپان بگویید امسال به مغان نیاید اگر بیاید به خون بی گناه آلوده خواهد شد(خونش به ناحق ریخته خواهد شد) سیل سارای را با خود برد! سیل سرو قامتی را با خود برد این رود زیاد عمیق نیست زیاد هم سرد نیست عروسی به مانند سارا یافت نمی شود سیل سارای را با خود برد؛ بلند بالایی را با خود برد

سارای افسانه بسیار غم انگیزی است که نشان از ظلم طاغوتیان زمان دارد و دل هر انسان درد آشنا را به لرزه می آورد ! 
شعر سارای... 
می ریخت رقص روسری ات گل به زیر پات

روئیده بود دشت تغزل به زیر پات 
هرجا قدم زدی فوران کرد چشمه ای 
در صخره ها نبود تحمل به زیرپات
وقتی نسیم رفتن تومی وزید  دشت

 گسترده بود فرش گلایل به زیر پا ت
حالا تومانده ای وهمین خاطرات تو 
دیگر نریخت دشت مغان گل به زیر پات 
سارا! تلاطم ارس از اشک های توست
از سیل اشک غرق شده پل به زیرپات 
دارد صلابت سبلان آب می شود 
در دره های غرق تامل به زیر پات 
یک شب بیا به دشت مغان ای عروس ایل!
تا بشکند سکوت شب ِ کلبه ، زیر پات
Share |