به احترام دعوت حسین امیریه عزیز به یک بازی وبلاگی ! و اینکه به دلایلی خصوصی و عزادار بودن داداش کوچیکه مون که از برای از دست دادن خاله محترم همسرش در همدان عزادارند . فقط یک ویدئو کلیپ را که از فضای آسمان پائیزی اهر است و گاهن به گداری کلاغی و یا گنجشک بینوا تری مثل حقیر صدایش درمی آید و در این آسمان خاموش ، پر میگشایند چیز دیگری را نمیتواند ارائه دهد . به همان دلیل بالا هم با عرض معذرت ، کسی را قاطی قوطی این بازی نمیکنم . معذرت حسین جان . خیلی هم دوستت داریم
خواستیم نوستالژیک بشود . لطفن صدای اسپیکرها را به حد اعلا برسانید . یک سر صبح پائیزیست و من بیدارم و ساعت حدود پنج صبح را نشانه رفته است .