‏نمایش پست‌ها با برچسب انعکاس مشکلات شهری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انعکاس مشکلات شهری. نمایش همه پست‌ها

بیخود میکند کسی از خودش بپرسد ، این مملکته که داریم ؟ (1)


رفته ام مطب دکتر فلانی ِ فلان فلان نشده ! بیست دقیقه توی نوبت نشسته و سپس داخل اتاق دکتر شده ام که در دفترچه بیمه مان تنها و فقط یک کلام و لُب کلام بنویسد . " Avonex " همین ! مینویسد و خجالت کشیده و نکشیده اضافه میکند، دو هزاروپانصد تومان را به خانم منشی بدهید لطفن ! (آیکون آواز خر در چمن) . پرداخت میکنم و وقتی پله های مطب را سرازیر میشوم از خودم میپرسم واقعن این مملکته که داریم ؟

راستی ! از مدینه فاضله خاتون چه خبر ؟
Share |

یک توصیه ایمنی جدی ِ جدی !

برادران و خواهران ، پدران و مادران ، همسایگان و دوستان و آشنایان و همولایتیان و همکاران  و روستائیان و عشایر منطقه و دیگران ووو ...   لطفن و حتمن مراقب سلامتی خودتان باشید . زیرا تنها بیمارستان شهرمان بهیچ عنوان بیمار نمیپذیرد مگر در راهروهای بدون امکانات جانبی برای درمان تا  رها به امان الله شوید. چون  همه  اتاقهای بیمارستان لبالب پر از بیمار بوده و اتاق خالی وجود ندارد . این توصیه ایمنی بسیار جدی بوده و نامه ناقصالخلقه حقیر سر به پا تقصیر  در این ارتباط به خانم وزیر محترمه بهداشت را درزیر همین مطلب برای مطالعه می آورم . باشد که سببی اوفتد به خیر و میمنت و نیکی . گرچه عقل سلیم اندازه قامتش به این توهمات قد نمیدهد به علی . حالا از ما گفتن و از آنها نشنیدن . ایرادی که نداره ؟ داره ؟ خدا را هم که ندیدی . دیدی ؟ چه دیدی ؟

صادق اهری گفت...

خانم مرضیه وحیده دستجردی وزیر محترم بهداشت
سلامون علیکوم و رحمت ا...

عرض شود خدمتتان که حقیر چند روزیست که مواجه با مشکل تورم پا و ساق پاهایم شده و به دکتر متخصص و حاذق داخلی شهرمان مراجعه و ایشان بعد از آزمایشات و عکسبرداریهای متعدد و مکرر مرا مقرر کردند بصورت فوری در تنها بیمارستان 128 تختخوابی اهر بستری ، تا انشاالله درمان شوم

بنا به دستور شان ساعت 10صبح روز چهارشنبه به بیمارستان مراجعه و با ارائه برگ بستری به مسئول محترم تقاضای بستری شدن کردم که متاسفانه مسئول مربوطه اعلام کردند تمامی تختها پر است و شما ساعت 5/2ظهر برای بستری شدن تشریف بیاورید  شاید یکی عمرشان را داد به شما ( نعوذبالله ) و یا ایشالله شاید دیگری بهبودی حاصل کرد و ترخیص شد و تخت خالی برایتان گیر آمد .
اطاعت امر کرده و با پاهای لنگان و ورم کرده و کبود شده عازم منزل شدیم .
ساعت 5/2دوباره به بیمارستان مراجعه و با همان آقای محترم مواجه شده و با عرض پوزش مودبانه ایشان ! اعلام کردند باز هم تخت خالی نداریم و ادامه دادند که اگر وضع بیماریتان حاد است به تبریز تشریف ببرید و یا در راهروی بیمارستان جایتان دهیم . و اضافه کرد البته در تبریز حتمن تخت خالی پیدا خواهید کرد . وووو ...
.
جان مادرتان خانم وزیر بهداشت ، اگر شما جای من بودید چه کسی را دعا و یا احیانن نفرین ابدی اش میکردید .
خداوند این خدماتتان را نصیب آن گرگ بیابان که نه ، کفتار بیابان هم نکند .

گفتیم که گفته باشیم

رونوشت به: آقای مسعودی ریحان نماینده محترم مجلس شهرستان اهر و هریس جهت پیگیری و پاسخگویی و اقدام عاجل  و ضمنن انسانی
اجرکم عندالله ایشالله

با احترام : نامه یک شهروند نیمه چیز شده
مرتبط با موضوع : ظرفيت بيمارستان 128 تختخوابي اهر پاسخگوي نيازهاي منطقه نيست

 تصویر تزئینی است زیاد نگران نباشید
Share |

از وعده های سرخرمنی بپرهیزید

آقای غلامحسین مسعودی ریحان نماینده محترم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی ، هتل این ملت را تحویل بدهید . به دلایلی عُقلایی و منطقی انتظار نداریم که بگوئید نماینده قبلی مسئول این امر است !

روز جمعه ای تصمیم گرفتیم با دوستی برویم به طرف هتل چند ستاره شهرمان که دو سال و سه ماه پیش کلنگ زنی شده بود . گفتیم ماه رمضان است و شاید مسافر کم باشد . میشینیم در لابی اش و یا حداقل در حیاط هتل شهر خودمان و در زیر سایه درختی ، از بام شهر مان به اطراف و اکناف نظاره گر میشویم و گپی با دوستمان میزنیم و حالمان را اینجوری جا می آوریم . یادمان می آید که در آنروز ِ کلنگ زنی چه ذوقی کرده بودیم آنموقعها . البت با شناختی که از مسئولین منطقه داریم و داشتیم در آنجا نوشته بودیم که :  مَخلَص اینکه خیلی خوشحال شدیم که شهر ما هم هتل دارشد ولی چیزی قلقلکم میدهد و آن اینکه همانطور که در تصویر مشاهده میکنید کلنگ در هواست ! نه اینکه خدای ناکرده کلنگ زده نشده نه خیر  ولی میترسم عمرمان کفاف زیارت پشت بام این هتل را ندهد ! مثل جاده اهر به تبریز یا بر عکس اش که هنوز هم که هنوز است سالیان سال است که در دست ساخت و تعمیر است . خلاصه آدرس گرفته و راهی شدیم . محل هتل حدود یک کیلومتری مابین جاده اهر به تبریز و کمربندی شهر و در بالای تپه ای که به خیلی و نه همه  زیباییهای منطقه مشرف بود و دید بسیار عالی یی داشت قرار داشت . اما ! اما ! اما چشمتان روز بد نبیند . میدانید بعد از دوسال و خورده ای دست زدنها و صلوات فرستادنها و پخش این خبر در صدر اخبار منطقه و صدا و سیما و سایت میراث فرهنگی و اکثر خبرگزاریهای آن زمان و و ... چه مشاهده کردیم ؟ حتمن نمیتوانید حدس بزنید مثل ما که شوکه شده بودیم . دیدیم طی دوسال و خورده ای گذشته از کلنگ زنی ، تنها بالای تپه ای را توسط لودر مسطح کرده و ولش کرده اند به امان الله  ! ازش فیلم و عکس تهیه کردیم تا مستند باشد. فیلمش که یک دقیقه و چهل ثانیه است را در زیر می آوریم با آهنگی که همراه صدای باد است و گویا همه چیز باد است ! و عکسش را در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا  میگذاریم . ما که خجالت کشیدیم مسئولین را نمیدانیم . رُک و پوست کنده بگوییم :  آقای نماینده ! پشت پرده هر چه که میگذرد به ما مربوط نیست و باید پاسخگویش شما باشید . در هر حال ، موظفید و هتل این ملت را شما باید تحویل بدهید.




ویدیو کلیپ را در سایز نسبتن بزرگتر اینجا میتوانید ببینید

 رسمن داریم خبرنگار میشویم ظاهرن ! خدا به دادمان و تان برسد !
Share |

این میکروفون کوچولو ، تنها در خدمت همشهریان قرار دارد !


در این قسمت وبلاگ میخواهیم مکانی پدید آوریم تا نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان به مسئولین مربوطه ، از بابت رسیدگی به همه کمبودها  و نبودها در امور جزئی و کلی شهری مان بازتاب یابد تا شاید گوش شنوایی آنرا شنیده و به آن یکی گوشش نسپارد ! لازم به توضیح است که جوابیه های رسمی در زیر سوالات مرتبط با موضوع  درج خواهد شد .
"میکرو همشهری " سعی خواهد کرد در اختیار همه همشهریان محترم بوده  و در خدمت تمام اقشار اهری وند خدمتگزاری کند .
ما دست یاری و امید برای حل معضلات  و مشکلات شهریمان را به سویتان جهت همیاری دراز کرده و دستانتان را به دوستی و محبت و مهر میفشاریم . آرزو داریم تنهایمان نگذارید تا در پیشرفت این دیار عقب مانده از قافله تکامل و ارتقاء  ، سهمی هر چند کوچک  داشته باشیم .

لازم به توضیح است که هرزنامه ها و اهانتها به افراد حقوقی و حقیقی زنده و یا مرده ! جایی در این مکان نخواهد داشت .
Share |

كلنگ‌زني نخستين هتل شهرستان اهر



  به جون خودم ! ماهم پیشرفت خواهیم کرد


منبعد با عشیره و نبیره و همشیره و مابقی اقوام میتوانید تشریف بیاورید اهر و در هتل سه ستاره اش تا میتوانید بخور بخواب فرموده و گاهی هم به اطراف و اکنافش محض گردشگری بروید مثلن همین "قلعه بابک خرمدین" که شهره خاص و عام است . یا آبهای معدنی که هم گرمش را داریم و هم یخ یخ اش را مثلن آبگرم موتاللیخ ( متعلق ) یا "قَینَرجه " و یا سرعین که دوساعتی با ما فاصله ندارد . یا اگر اهل کوه و دامنه اید میتوانید بروید به کوه قوشا داغ (اِی وَر شِی وَر ) یا گئچی قران (بز کش) قلعه "قهقهه " " آوارسین "یا کوه سبلان و ... یا اگر هم اهل جنگلید و سبزی و درخت و حیات وحش و یا مستند سازید ! تشریف بیاورید و بروید جنگلهای بکر ارسباران که هم قوچ و آهو داره و هم خرس آنهم از نوع ارسبارانی اش ! یا چرا دور بروید همین جنگلهای "فندقلو " مگر چه اش است در آنجا تا میتوانید فندق تناول کنید مفت و مسلم ! آقا سد هم داریم "سد ستارخان "٬ میتوانید ماهیگیری کنید ولی متاسفانه قایق توش نیانداختند یعنی نه اینکه نیانداخته باشند نه٬ بخاطر اینکه اسراف و تبذیر نشود اینکارو نکرده اند یعنی مردم میروند و سوار قایق میشوند و پول خرج میکنند و به اقتصاد خانواده آسیب میرسد . اطرافش هم درختکاری نشده چیزی هم برای تناول آنجا پیدا نمیکنید که بخرید پس لطفن اگر قصد سفر به سد زیبای ستارخان را دارید مقداری خرت و پرت برای خوردن باخود همراه ببرید . آثار باستانی هم داریم فَت و فراوون . ضمنن دومین معدن مس ایران یعنی" مس سونگون "هم نزدیکهای هتله میتونید استخراج مس و طلایش را نیز از نزدیک ملاحظه کنید البته اینش بماند که استخراجاتش را میبرند کرمان چونکه فعلن اینجا کارخونه اش را نداریم .

  مَخلَص اینکه خیلی خوشحال شدیم که شهر ما هم هتل دارشد ولی چیزی قلقلکم میدهد و آن اینکه همانطور که در تصویر مشاهده میکنید کلنگ در هواست ! نه اینکه خدای ناکرده کلنگ زده نشده نه خیر  ولی میترسم عمرمان کفاف زیارت پشت بام این هتل را ندهد ! مثل جاده اهر به تبریز یا بر عکس اش . یادش بخیر ما که بچه بودیم کلنگش را زده بودند زمان شاه سابق و فعلن که ما رو ریش سفید حساب میکنند هنور این جاده تموم نشده . پس لطفن جامه دانهایتان را سرجایش محفوظ نگه دارید و قصد و فکر مسافرت به اینجا را از مخیله محترم و یا محترمه تان بیرون پرتاب کنید که کار اگر تمام شد حتمن خبرتان میدهم صد البت فعلن درب کلبه حقیرانه خودم برای دوستان باز و آماده پذیرائیست .

خداییش این "کلنگ زنی" روز جمعه ای خیلی بهمون حال داد  . مجبورمون کرد کلنگ از خونه ابَوی بیاوریم و آنرا دست تنها فرزند ذکورمان بدهیم و عکس بیاندازیم و آپلودش کنیم و مطلبی چاق کنیم و بگذاریم وبلاگمان و ناهارمان هم سرد شود و از کاروبارمون بیوفتیم .
Share |